اونقدر گفتن که آزادیم ،به مرگ ساده تن دادیم شاید از جرم دیروزه،که به این روز افتادیم منم همرنگ تو می شم، سراغ عشقو می گیرم که با هر قطره ی خونت منم مثل تو می میرم پای حرف تو می مونم که امیدو به من دادی منم همراه تو می شم به عشق صبح ازادی
تو را می سپارم به مینای مهتاب تو را می سپارم به دامان دریا اگر شب نشینم اگر شب شکسته تو را می سپارم به رویای فردا به شب می سپارم تو را تا نسوزد به دل می سپارم تو را تا نمیرد اگر چشمه واژه از غم نخشکد اگر روزگار این صدا را نگیرد