یه روز از کلاس زبان بر میگشتیم با رفیقام قرار گذاشتیم بریم با توریستها حرف بزنیم که محاوره مون بهتر بشه رفتیم میدان نقش جهان (اصفهان) یه مرد سیاه پوست را دیدیم خیلی هیکلش بزرگ بود مثل بوکسر ها ، از دور هی بهش بای بای کردیم و یه رفیقام بلند داد میزد hello "hello" hi Mr تا اینکه رسیدیم بهش اونم برگشت گفت زهر مار مسخره ...... آقا طرف جنوبی بود.
دیروز ...در بوندسلیگا تیم کلن سقوط کرد . هوادارانش استادیوم را سوزاندند ! بعد بگوید که اروپایی ها مهد تمدن اند و ... ما باید به هوادارانمان افتخار بکنیم
یکی از تفریحات مامان بابام تو دوران بچگی من این بود که به من میگفتن برو مسواک بزن بعد خودشون میشستن خوراکی میخوردن و به من میگفتن حیف که تو مسواک زدی نمیتونی بخوری نمیدونم چرا هر دفعه هم گول میخوردم!