تو اصفهان خبر بردن در یه خونه ایی که پدرت شهید شده میخواییم جنازه اشو تحویل بدیم دختر گفت ازتون یه خواهشیدارم گفتند چی گفت بابامو شب بیارین گفتن نمیشه #دختر گفت من بچه ی شهیدم ازتون میخوام شب بیارین.اون شب فرا میرسه وقتی میبرن تحویل بدن این جنازه ارو مبینن کوچه چراغونییه صدای هل هله میاد دختر با لباس عروسی میاد تابوت بابا رو میبره کنار سفره عقدش میگه ارزوم بود بابام شب عروسیم کنارم باشه
تو اصفهان خبر بردن در یه خونه ایی که پدرت شهید شده میخواییم جنازه اشو تحویل بدیم دختر گفت ازتون یه خواهشیدارم گفتند چی گفت بابامو شب بیارین گفتن نمیشه #دختر گفت من بچه ی شهیدم ازتون میخوام شب بیارین.اون شب فرا میرسه وقتی میبرن تحویل بدن این جنازه ارو مبینن کوچه چراغونییه صدای هل هله میاد دختر با لباس عروسی میاد تابوت بابا رو میبره کنار سفره عقدش میگه ارزوم بود بابام شب عروسیم کنارم باشه
30 اردیبهشت - 23:39