گروه‌ها
کاربران
برچسب‌ها
Niyayesh
28 مهر 1395, 13:23

یه دفه وقتی بچه بودم با ضُحا هر چی تو خونه داشتیمُ قایق کاغذی ساختیم..می انداختیمشون تو آب تا هر جا که غرق شن بازی می کردیم باهاشون..یکیشُ پیدا کردم..دلم میخواد بازم..یادم نیس چجوری بود ولی بهرحال قایقی خواهم ساخت8 - ).cm

bipfa_IMG_20161019_132021.jpg - یه دفه وقتی بچه بودم با ضُحا هر چی #روزنامه تو خونه داشتیمُ قایق کاغذی ساختیم..می انداختیمشون تو آب تا هر جا که غرق شن بازی می کردیم باهاشون..یکیشُ پیدا کردم..دلم میخواد بازم..یادم نیس چجوری بود ولی بهرحال قایقی خواهم ساخت8-)#نوستالژی_طور.cm
niatia

یه لحظه دلم خواست دوباره بچه بشم
برم تو ایوون از نرده ها پاهامُ آویزون کنم و کیانا رو صدا کنم بیاد با هم بازی کنیم
پاییز شدش
با ضُحا ذره بینمون رو برداریم تو ایوون برگای خشک رو بسوزونیم
بدو ام برو تو کوچه
یا آثاری بازی کنم
نقاشیامُ بدم بابا ببره مغازه بفروشه(البته بعد ها فهمیدم میداشت تو کشوش خودش بهم پول میداد میگفت فروختمش نقاشیات کلی مشتری داره ک دلم خوش باشه)
بریم خونه مامبزرگ فرش بندازیم تو حیاط با سارا و آرش خاله بازی کنیم...آرش هی حوصلش سر بره هی غر بزنه هی غر بزنه همه مونو با تفنگش بکشه...
دلم خواست برو فرودگاه
پیش آقای شریعتخواه، لرل و خالدی، آقای صد تا سلام، آقای شوشو8 - )
کچلشون کنم ک من آدم آهنی میخوام: |: ) )
اونموقه ها بابا تو فرودگاه کار میکرد بعد مهد می بردتم اونجا میسپردتم دست آقای شریعتخواه ...با کل فرودگاه و پرسنلش دوست بودم^_^
چقد بچگی خوب بود حواسم نبود:/
دلتنگ شدم~.~

28 مهر
niatia

برم*
آتاری*
برم*
لُرِل و هاردی*

28 مهر
niatia

هنوزم گاهی بچگی بکن
اونموقه ها گریه می کردم ک نمیخوام بزرگ شم...
مامان بیشتر حوصله داشت
بابا بیشتر وقت میذاشت
هنوزم همه چی خوبه
ولی هر دوره ای قشنگی خودشُ داره

28 مهر
283 دنبال کننده

24

نفر این بیپ را پسندیدند
1234 Eeva arshya 3030Lee m_siz10 kimiyagar 1900 vahid021 _SaHaR AmIr_H_GHaseMI amiiir Rahooo MAHDIPOROO funk arezoojooon golabatoon negar93 farid0611 MIIIRa P_T mis-shiva -nAfAs- LOUIS 25X

2

بازنشر
MAHDIPOROO golabatoon