گروه‌ها
کاربران
برچسب‌ها
ملکه مثبت گرایی
28 مهر 1395, 15:26
توسط mobi

Cm~

MALAKE92

مامور سرشماری:
سلام مادرجان
ميشه لطفا بیای دم در؟

سلام پسرم...
بفرما؟
از سرشماری مزاحمت میشم.
مادر تو این خونه چند نفرید؟
اگه ميشه برو شناسنامه‌هاتونو بیار که بنویسمشون...

مادر آهسته و آروم لایِ در رو بیشتر باز کرد...
سر و ته کوچه رو یه نگاهی انداخت...
چشماش پراشک شد و گفت:
پسرم، قربونت برم، ميشه مارو فردا بنویسی...!!!؟؟؟

مأمور سرشماری، پوزخندی زد و گفت:
مادر چرا فردا؟
مگه فردا میخواید بیشتر بشید؟
برو لطفاً شناسنامت‌ رو بیار وقت ندارم.

آخه...!!!
پسرم 31 سالِ پیش رفته جبهه...
هنوز برنگشته...
شاید فردا برگرده...!!!
بشیم دو نفر...!!!
میشه فردا بیای؟؟؟
توروخدا...!!!


مأمور سرشماری سرش‌رو انداخت پایین و رفت...


مغازه دار ميگفت:
الان 29 ساله هر وقت از خونه میره بیرون،
کلیدِ خونش‌رو میده به من و میگه:
آقا مرتضی...!!!
اگه پسرم اومد، کلیدرو بده بهش بره تو...
چای,ی هم سرِ سماور حاضره...
آخه خستس باید استراحت کنه...

شهدا شرمنده ایم.....

28 مهر توسط mobi
kimia0078

ایول بابا ایول

28 مهر
MALAKE92

❤❤❤

28 مهر توسط mobi
787 دنبال کننده

17

نفر این بیپ را پسندیدند
1234 mim_kaf GHazal_JOOON 025100 mohammad051 Colonel yasin17 Eliii92 Horizon 18-niloofar saeid722 farid0611 DAV Meshkaat_213 25X kimia0078 jodaei

1

بازنشر
Eliii92