گروه‌ها
کاربران
برچسب‌ها
ع.ا.ط.ف.ه
28 مهر 1395, 19:45

کلي حرف قسمت دوم

mehr2018

خب خانوادش در جريان بودن که محمد قراره با مريم ازدواج کنه ...
اين در جريان بودنه خوب بوده اون موقع ..
حالا که ميخوان مَحرَم بشن مادره ميگه نه اينا روشون خيلي باهم باز شده ..
خب حالا که روشون بازه بده بره ديگه چرا ميگي محرميت نه .. عقد و عروسي با هم ..؟
محمد واقعا نميتونه الان عقد و عروسي بگيره ...شرايطشو نداره ...
محمد افسردگي گرفته ..
دختره حاله روحيش خوب نيست ..
چرا؟ چون مادره دختر راضي نيست و ميگه روشون خيلي بازه ..
حالا محمد دوباره رفته خواستگاري ...
اون سري عاقد برده بودن محرميت بخونن در اين حد ..
اين دوباره رفتنم فايده نداشت و حرف مادر يکيه ..
به دوست صميمي محمد گفتم من دختر خوب ميشناسم اگه ميخواد معرفي کنيم از اين فازا دربياد ... فاز غم و فلان .. دنيا که به آخر نرسيده ... سعيت رو کردي نشد قرار نيست بري بميري که تازه گيريم با اين همه بد خلقي هاي مادر دختر شما مزدوج هم شدين اين همه کينه که از مادر دختره و داري ميخواي چکار کني؟ محمد هم داره تمام زورشو ميزنه ...
حالا اگه محمد نتونست با اين دختر يعني مريم ازدواج کنه ميشه يه آدم آشغال؟يه آدم خاءن؟؟؟؟
خب معلومه نه ...

28 مهر
mehr2018

اگه راحت به اين و اون برچسب خاءن حتي به شوخي و گذري از ذهن و فکرمون عبور بديم مطمءن باشين مطمءن صد در صدي شما نمي ميريد مگر يکبار بهتون بگن خاءن چون واقعا عمل قبيح خيانت رو مرتکب شدين ..
تو رو خدا بياين انقدر راحت برچسب سازي نکنيم ...
واسه خودمون بده ...
حديثش هم هست که سرزنش کني سرت مياد ...
به جاي سرزنش ،راه حل بدين ، مورد جايگزين کنين ..
مزه مزه کردنا حرفا چقدر خوبه آي چقدر ..

28 مهر
89 دنبال کننده

2

نفر این بیپ را پسندیدند
negar93 wolf7